يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

14

رياض الادويه ( فارسى )

بحر الجواهر ، فرهنگ واژه‌هاى پزشكى و زندگىنامهء برخى پزشكان و فرزانگان است . اين كتاب كه به نام جلال الدين ملك دينار شده است . در سال 1246 هجرى در كلكته و در سال 1288 هجرى در تهران و در سال 1330 هجرى در دهلى چاپ سنگى شده است و چندان قطور نيست ؛ با اين وجود برخى از لغات آن داراى توضيح مختصر طبى مىباشد . در اين كتاب به پزشك شاعر ديگرى به نام اسماعيل هروى كه مىگويد از اطباى تراز اوّل است و ديوان‌هاى متعدد شعر دارد ، نيز اشاره شده است و ما فقط به همين دليل با نام او آشنايى پيدا كرده‌ايم ؛ چه هيچ كتاب يا نوشته‌اى از او در دست نيست . بحر الجواهر قسمتى به عربى و قسمتى به فارسى است . او اين كتاب را نخست به نام جلال الدين ملك دينار ، از امراى زمان خود تأليف كرده و سپس روايت ديگرى از آن منتشر نموده است . ( نفيسى ، تاريخ نظم و نثر در ايران ، ج 1 ، ص 282 ) گفته‌اند كه بحر الجواهر تحرير مفصل‌ترى از جواهر اللغات اوست ؛ به عبارت ديگر ، يوسفى ابتدا جواهر اللغات را در سال 926 ه ق به نام ملك دينار تأليف نمود و سپس در سال 938 ه ق همين كتاب را گسترش داد و صورت مفصل آن را به ظهير الدوله محمد امير بيگ وزير تقديم نمود و آن را بحر الجواهر ناميد . ( طبرى ، زبده الآثار ، ص 93 ) يوسفى همراه با پدرش به هند رفت و چنان كه ذكر شد ، در شمار پزشكان و دبيران دربار بابر ( 932 - 937 ه ق . ) و سپس پسرش همايون گوركانى ( 937 - 963 ه ق . ) درآمد و چندين اثر به نام آن دو تأليف كرد . ( گلچين معانى ، كاروان هند ، ص 1558 ؛ الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 425 ) شخصيت او تخلص وى در شعر « يوسفى » بود . امير عليشير نوايى او را مردى خوش‌خلق و جهانگشته و شعرش را پاكيزه دانسته است . ( نك : نوايى ، مجالس النفايس ، ص 156 ) و ابو الفضل ناگورى ، يوسفى را در شمار اصحاب قرب و ارباب كمال زمان ظهير الدين بابر آورده و در اين‌باره گويد : « مولانا يوسفى طبيب . . . ، در مكارم اخلاق ، ميمنت دست و مزيد توجه ممتاز بود . » ( ناگورى ، اكبرنامه ، ج 1 ، ص 187 )